یلدا3:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 15:00
یلدا شب آغاز زمستان آمدنوبت به تمام می پرستان آمدای قوم به جان آمده از جور فلکشبهای سماع جمله مستان آمدنقل شب عاشقان بده ای ساقیپرکن قدحم نور شبستان آمدفرزند به دیدار پدر نایل شددیوان به کف حافظ به دبستان آمدمادر به تفال صفحه ای را بگشودغم رفت و گل وسبزه به بستان آمددانه شد انار ولب یارم قرمزبه به چ...
فرار ۱:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 15:00
اگر آدم ها ذره ای از آن چهدر دل یکدیگر می گذردبا خبر می شدندهمه از هم فرار می کردند.تنها عاشقان حقیقی می ماندندکه دست در دست همنگاه در چشم هممی گفتند و می خندیدندواز مصاحبت باهم لذت می بردند. Adblock test (Why?)
آخر پاییز:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 16:37
رسیدیم آخر پاییزوآن برگم که افتادمبه زیر پای عابرهاخودت دیدی که جان دادمطبیعت هرچه را می پروردنابود می سازدمرا این نازکی و عاشقیدادست بربادمبهار ای آرزوی سبزی امبشنو تو فریادم.ادامه شعر Adblock test (Why?)
عشق:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 16:37
امروز می نویسم شعری که جاودانی استدروصف آن گلی که خورشید آسمانی استمجذوب خود نموده قلب فسرده ام راآنکه تشعشعاتش در رنگین کمانی استدرقلب من نموده روشن چرا غ خود راموسای کوه طورم آواش لن ترانی استهرشب به یادرویش چشمم به آسمان هاستیاد حبیب بودن موجش کهکشانی استهرچند پیر وزارم وقتی سخن از عشق استقلبم چو...
قلبت را می بوسم:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/9/26 ساعت: 16:37
زمان گذشتوموی سرم به سپیدی گراییداما هنوز نتوانستمرویت راببوسمچشمت را ببوسمدستت را ببوسمو این سان که معلوم استتحقق این آرزوها به محال می ماندپس بگذارقلبت را ببوسمروحت را ببوسمجانت را ببوسماین ها را بی رسیدن هم می توان بوسیدقلبت را می بوسم که مرا در خویش پذیرفتباغم هایم غمگین شد و با شادی هایم شادی ک...
چشمت : دکتر سید محمد رضا لاهیجی
-
تاریخ: 1402/8/24 ساعت: 16:22
حقیقت دارد استغنـاےِ باباطاهــرِ چشمتسروده بیتِ مشهورِ سلامِ عاطـــرِ چشمت═══════════════════════یقیــنِ بایزیدِ دل فـــرستادم بہ پابوستنظــربازے بخواند در ڪـلاسِ دایرِ چشمت═══════════════════════علاوه بر نوامیــسِ خداےِ خـامہ و دفتــرلسانُ الْغیبِ خنیاگر غــــلامِ زائرِ چشمت═══════════════════════ی...
کمک:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/8/16 ساعت: 13:09
گدایی چلاق وبه لکنت دچارسری زد به دکان حاجی دلاربگفتا که کُکُکُکُکُکُکُکُکُ به اودکاندار گفت کُت خواهی عمودوباره بگفتا که کُکُکُکُکُکُ به اودکاندار گفتا کلاهت نیاز است بگوگدا گفت: که کُکُکُکُکُکُکُ کُمکبیاورد سیب و بگفتا ندارد نمکگدا منتظر بود پولش دهدنه سیب آورد روی دستش نهدگدا گفت دَدَدَدَددَدددَد...
همیشه شاد روحتان :الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/7/26 ساعت: 19:16
تقدیم به روح پرفتوح معلم عزیزم مرحوم خانم فاطمه یاوری رضوان الله تعالی علیهشنیده ام که رفته ایبه دورها و دورهامعلم عزیزمنببین تو شوق وشورهادوباره مهرماه شدولی تو نیستی چراسفر به خیر رفته ایبه نزد حضرت خدامن و تمام بچه هاکه درس خوانده ی توایمهمه همه همه همههمه بچه ی توایمغروب تو غروب نیستتو خود چراغ ...
آی قارا گوزلو(ای سیاه چشم):الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/6/8 ساعت: 21:17
آی قارا گوزلوآی قارا گوزلو قادان آلام سنینگل گوروم او گوزلرینی اول یاخینووردی منی ییخدی او گوزلر جانومایندی منیم بارلوقوم اولدی چتینترجمهای سیاه چشم دردت به جانمبیا نزدیک تا چشمت را ببینمچشمانت مرا زد و به زمین انداخت ای جانمدیگر بهبودی من کاری سخت شدآی قارا گوزلو هارادان گلمیشنکیملری بو گوزلرینن یی...
من آن خیرم : الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/5/29 ساعت: 13:29
تو را ای ملک ایران دوست دارمتو را آسان آسان دوست دارمبرایم معنی زیبای عشقیچوگلهای گلستان دوست دارمتو نور روشنی بخش شب منتوراچون ماه تابان دوست دارمتو زیبایی تو جذابی تو خاصیتو را مثل زمستان دوست دارمنگاهت می کند مست آدمی راچوآبی در بیابان دوست دارممن آن خیرم که شرم کور کردهتو را ای دختر خان دوست دار...
گئت قادان آلام :الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 2:36
مندن سنه دوست چیخمز آقا گئت قادان آلامآدم اوز ائوین ییخمز آقا گئت قادان آلامخائن رفقا لر اوره گیم سیخدی داریخدیمهش زاد بئله، سیخمز، آقا ،گئت قادان آلاممیلت باشی سطل آشغال ایچینده،یئدیم افسوسظالیمده راحات تیخمز آقا گئت قادان آلامبیر کیمسه کی عشقینده وفادار اولارساهئچ موقع گئجیخمز آقا گئت قادان آلامزل...
رازقانوم ۲
-
تاریخ: 1402/5/17 ساعت: 11:21
رازقانوم آی رازقانوممن گزمیشم باغلاروندلانموشام داغلارونمنم سنین حیرانونرازقانوم آی رازقانومگوزل دیر او چایلارونقناتلارون غارلارونچولِرون آقاچلارونرازقانوم آی رازقانومنه خوش اولار ازناوونسیکه مرین یولارونبیرامون و توی لارونرازقانوم آی رازقانومشیرین دیر اوزوملارونقند تکی ایده لارونآخ نئجه باداملارونر...
احترام به طبیعت:الیاس امیرحسن
-
تاریخ: 1402/5/8 ساعت: 3:58
احترام به طبیعتامروز زندگی مدرن و شهری موجب شده است که انسان طبیعت و احترام به طبیعت را به بوته ی فراموشی بسپارد .بشری که با پیشرفته ترین ماشین ها هواپیماها و کشتی ها و قطارها مسافرت می کند .چرا به فکر طبیعت نیست و به طبیعت احترام نمی گذارد؟دشت های فراخ را مشاهده می کنیم که مملو از نایلون و پلاستیک ...
داستان لباس عید :فرشته امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 19:15
لباس عید یکی بود ،یکی نبود.دختری با خانواده اش در کلبه ای زیبا زندگی می کردند .نام دختر زینب بود و برادری داشت که نامش علی بود .زینب از علی چهار سال کوچک تر بود .نزدیک عید بود .روزی مادرزینب به آن ها گفت :"من به همراه پدرتان به بازار شهر می رویم تا برایتان لباس نو برای عید بخریم ."مادر وپدر برای زین...
داستان چهاربچه گربه :فرشته امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/5/1 ساعت: 19:15
چهاربچه گربهروزی وروزگاری یک گربه ی ملوس در یک لانه ی کوچکی زندگی می کرد .او بعد از مدّتی چهاربچّه گربه ی ناز و با نمک به دنیا آورد.بچّه ی چهارم که از همه کوچکتر و بازی گوش تر بود گفت :"من می خواهم بازی کنم."بچه ی سوم که خواب آلو تر از همه بود گفت :"من می خواهم به لانه بروم و استراحت کنم ."بچه ی دوم...
بهار : الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/1/31 ساعت: 18:16
ای به فدای قدمت آمدیبا همه لطف و کرمت آمدیشاد نمودی دل آلاله رابا حشم وبا خدمت آمدیسبز شده دامن دشت و دمنبازر و سیم و درمت آمدیبار دگر زنده نمودی مرابا نفس روح دمت آمدیباد چو گیسوی تورا می شکستبا چه غرور و عظمت آمدیدر همه جا ذکر خم زلف توستبا عدد وبا رقمت آمدیوای زدست رقبایت امیرباز که با این صنمت آ...
یاغوش :الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/1/29 ساعت: 12:31
آتلی یاغوش یاغیریکیمدیر اینک ساغیریغم وارومدور اورکدهبویوک داغون آغیریآلا چالپاو یاغیریکیمدی منه باخیریمنده اونا باخانداچترینی تئز آچیریتولی یاغوش یاغیریدره لردن آخیریچایدان سل یولانیریهرکیمدیر کی قاچیریقورد دوغوری بو یاغوشیاواچالی گول دانوشکندین یادی خیر اولسونچولده گئیردیک چاموش Adblock test (Why?...
روزه:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/1/29 ساعت: 12:31
روزه ات ای نازنین مقبول بادحالت هنگام سحر شنگول باددر شب احیا مرا هم یاد کنکه حساب بانکی ات پرپول بادچونکه خرما می گذاری در دهاندر همان حالت گلم ساکت نماندست خود را سوی آن بالا بگیریارب ایران را به بالاها رسانچون به هنگام سحر برخاستیسجده گاهی سوی حق آراستیدست هایت را ببر سوی خداکن دعایم هرچه که می خ...
ای باران :الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1402/1/4 ساعت: 17:28
ای رحمت حق حیات انسان بارانای نعمت رب نجات حیوان بارانای شربت عذب هر درختی بارانای نوش گوارای گیاهان بارانای پاکی و شادی و طراوت درگلای منشا رشد لاله زاران بارانای سبزی کوه وباغ و دشت وجنگلای موجب مایوسی شیطان بارانای مایه ی شادی پرنده ،گنجشکای مائده ی خدای سبحان بارانای گریه ی چشم آسمان عاشقای لذت ...
کجا می روی ؟:الیاس امیرحسنی
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 18:24
ای دل ودلدار کجامی روی؟ای تو مرا یار کجا می روی؟شهد لبت داروی جان پروراستداروی بیمار کجا می روی؟داری اگر قصد تفرج کنونبی من بی کار کجا می روی؟برسخنت دارم عجیب اشتیاقهست مگر عار؟کجا می روی؟ای تو شب تار مرا روشنیای مه عیار کجا می روی؟بوی تو پیچیده در این کوچه هاای گل بی خار کجا می رویدیدم واین جان من ...